الشيخ أبو الفتوح الرازي
293
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
وقف كند او را . بس ( 1 ) بر نيامد كه بار بر گرفت به مريم . شوهر خود را گفت - عمران را : تو دانى كه من نذر كردهام كه اين فرزند را محرّر كنم ؟ عمران گفت : خطا كردى ، اين تعجيل نبايست ( 2 ) كردن ( 3 ) ، چه گويى اگر دخترى باشد ؟ نه اين كار بنه شايد ، و تو بزهكار شوى . او هنوز بار ننهاده بود كه عمران با پيش خداى شد ، و او ( 4 ) در حال نذر اين دعا كرد كه : * ( فَتَقَبَّلْ مِنِّي ) * ، بار خدايا از من بپذير اين نذر كه كردم . * ( إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ) * ، اى السميع للدّعاء العليم بمصالح العباد و الإماء ، تو شنونده دعايى و عالمى به مصالح بندگان و پرستاران . اسماء بنت زيد ( 5 ) گفت : چون خديجه - رضى اللَّه عنها - به فاطمه بار گرفت ( 6 ) ، گفت : بار خدايا ! تو دانى كه من از زن عمران بهترم [ و محمّد از عمران بهتر است ] ( 7 ) مرا اين ( 8 ) اولاد ( 9 ) را محرّر كردم . خداى تعالى وحى كرد به رسول [ 420 - ر ] كه خديجه را بگو : لا عتاق قبل الملك خلي بينى و بين صفيتى فإني املكها هى ام الائمة عتيقتي من النار ، گفت : بگو كه عتق پيش از ملك نباشد ، دست بدار از ميان من و او كه صفيّه و گزيده من است ، و مادر امامان است ، و آزاد كرده من است از دوزخ . خديجه گفت : دلم خوش است اگر چه دختر ( 10 ) است چون مادر امامان است . * ( فَلَمَّا وَضَعَتْها ) * ، چون بار بنهاد به آن مولود . تأنيث براى آن گفت كه مولود بر حقيقت مؤنّث بود . و گفتهاند : روا باشد كه « ها » راجع بود با « ما » ، براى آن كه او صالح است ، واحد و تثنيه و جمع و مذكر و مؤنّث را ، و قول اوّل ظاهرتر است . چون بنگريد دخترى بود ، بر سبيل عذر مىگويد : بار خدايا من اميد چنان داشتم كه پسرى باشد ، نرينه اى باشد كه صلاحيت خدمت خانه تو دارد . آنگه اعتراضى است من كلام اللَّه بين كلامها ، اعني : * ( وَاللَّه أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ ) * ،
--> ( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بسى . ( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : نبايستى . ( 3 ) . مب گفت . ( 4 ) . وز را . ( 5 ) . اساس : اسما بن زيد ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : اسماء بنت يزيد ، با توجه به وز تصحيح شد . ( 6 ) . وز ، فق : بار بر گرفت . ( 7 ) . اساس : ندارد ، از وز افزوده شد . ( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : من اين . ( 9 ) . همه نسخه بدلها : مولود . ( 10 ) . كذا : در اساس ، همه نسخه بدلها : دختر .